economist

به قلم مهندس امير ابوالمعصوم ؛ اگر شما فکر می کنید که دچار بحران میانسالی شده اید، حتی اگر در میانسالی قرار ندارید، می توانیم به شما اطمینان دهیم که تنها نیستید. ما همچنین می توانیم به شما اطمینان دهیم که هیچ وقت برای شروع یک زندگی دوباره و ایجاد تغییرات در زندگی و رشد و توسعه فردی دیر نیست.

بسیاری از ما هر روز در معرض تنش ها و مشکلات بسیاری قرار می گیریم و گاهی فکر می کنیم که دیگر هیچ کاری از دستمان بر نمی آید و زندگی خود را باخته ایم. ولی اجازه ندهید که این مشکلات زندگی شما را متوقف کنند.
دوستان عزیز سایت پرورش افکار این مطلب یک راهنما برای شماست تا بتوانید بحران ها و مشکلات زندگی خود را به فرصت تبدیل کنید و از آن ها به نحو احسن در جهت رشد و توسعه فردی خود استفاده کنید.

برای افزایش یا کاهش صدا از کلیدهای بالا و پایین استفاده کنید.

منِ درونی خود را بشناسید

شخصی داستان زندگی اش را این گونه تعریف می کرد: چند سال پیش، نگاهی به اطرافم انداختم و تصمیم گرفتم یک تغییر بزرگ در زندگی و رشد و توسعه فردی خود ایجاد کنم. نحوه انجام این تغییر به شدت ذهنم را درگیر کرده بود. اما من می دانستم که اگر اکنون نتوانم این تغییر را ایجاد کنم، در آینده برای ادامه زندگیم دچار مشکل می شوم.
بعد از اتمام دانشگاه به شیکاگو مهاجرت کردم تا بتوانم با یک استراتژی دقیق و درخشان، حرفه بازیگری را دنبال کنم. در آن موقع تمام افراد در شغل های مختلف الهام بخش زندگی من و عامل انگیزاننده برای من بودند. تصمیم گرفتم شبی نزد «جورج وندت» بروم تا راه صد ساله بازیگری را یک شبه طی کنم.

پس از آن، من برای برنامه ای که دوشنبه شب ها اجرا می شد انتخاب شدم تا در آن به استندآپ کمدی بپردازم، ولی این کار من را ارضا نمی کرد. پس این موضوع را با «جورج وندت» در میان گذاشتم ولی او پیشنهاد کرد که به کارم ادامه دهم.
پس از آن کار، من در یک شرکت تبلیغاتی مشغول به کار شدم. از اقامت من در شیکاگو دو سال می گذشت و من روز به روز افسرده تر و اندوهگین تر می شدم؛ پس تصمیم گرفتم که به زادگاه خود یعنی شهر اوماها بازگردم. ولی به جای این که شغل بهتری برای خود پیدا کنم، دوباره در همان زمینه تبلیغات مشغول به کار شدم. برای یک دهه من دائما شغل های مختلفی را امتحان کردم و در این مدت در یک خوابگاه نه چندان خوب اقامت داشتم.

به سرعت به سن سی سالگی رسیدم، بدون آن که لذتی از زندگیم برده باشم. پس از آن شروع به بررسی زندگی و ترس های خودم کردم. در ۱۰ سال گذشته من چه کارهایی انجام داده ام؟ من باید بیشتر از این، از زندگی خودم استفاده کنم. باید یک تغییر و تحول اساسی در زندگیم ایجاد نمایم.

به نظرم، من در آن برهه زندگی دچار بحرانی به نام بحران میانسالی شده بودم. اولین کاری که انجام دادم این بود که ترس های خود را در زندگی، برای خودم مشخص کردم. سپس تصمیم گرفتم که آن ها را تغییر دهم.
وسایل خود را جمع کردم و به «نیواورلان»، شهری که برای من لذت و هیجان بی پایان را به ارمغان می آورد، نقل مکان کردم. سعی کردم خودم به خودم کمک کنم تا این بحران را حل نمایم، از افرادی کمک گرفتم و آن ها به من پیشنهاد دادند که یک کسب و کار برای خود راه اندازی کنم. من هم این کار را به نحو احسن انجام دادم و موفق شدم. در حال حاظر به جایی رسیده ام که من به دیگران کمک می کنم تا از پس بحران های زندگی خود برآیند.

تعریف دقیق بحران میانسالی چیست؟

بحران میانسالی به دوره ای گفته می شود که در آن هویت و اعتماد به نفس افراد دچار تغییر و تحول می شود و معمولا بین سنین ۴۵ تا ۶۴ سالگی اتفاق می افتد. این بحران روان شناختی معمولا به دلیل اتفاقات مختلفی که در زندگی فرد رخ می دهد و یا عدم موفقیت هایی که فرد با آن ها مواجه می شود، به وجود می آید. جای تعجب نیست که این بحران می تواند منجر به احساس افسردگی، اضطراب و تمایل به تغییر قابل توجه در زندگی شود.

در ضمن، اصطلاح «بحران میانسالی» اولین بار توسط دانشمند و روانشناس کانادایی و دانشمند علوم اجتماعی، «الیوت جاکوس» در سال ۱۹۶۵ مطرح شد همچنین او کسی بود که اصطلاح «فرهنگ سازمانی» را نیز برای اولین بار بیان کرد؛ اما مطالعات اخیر نشان داده است که اکثر مردم بحران میانسالی را در زندگی خود تجربه نخواهند کرد. در واقع برخی از آن ها حتی درباره وجود چنین بحرانی نیز شک داشتند. اما برای بسیاری از افراد بحران میانسالی، امری بسیار جدی و واقعی است.

نشانه های بحران میانسالی کدامند؟

فیلم «امریکن بیوتی» که در سال ۱۹۹۹ منتشر شد، بزرگ ترین فیلمی است که درباره بحران میانسالی ساخته شده است. همان طور که ممکن است به یاد داشته باشید، این فیلم برنده جایزه اسکار برای بهترین تصویر برداری، بهترین کارگردان به نام سام مندس و بهترین بازیگر نقش مکمل با بازی کوین اسپیسی شد. همچنین شما باید از فیلم نامه نویس این فیلم آلن توپ نیز تقدیر و تشکر کنید.
در این فیلم شخصیتی به نام «لستر بورنهام» که نقش او را کوین اسپیسی بازی کرده است، کار خود را به عنوان یک مدیر اجرایی رها می کند، با همسر مادی گرای خود به مشکل برمی خورد و نمی داند که چگونه با دختر عصبی، انسان گریز و نوجوانش رفتار کند. از بیرون به نظر می رسد که او یک زندگی عالی و بدون هیچ مشکلی را دارد. اما در واقع او از همه چیز خسته شده است.

این فیلم بی نظیر یک نگاه منتقدانه به زندگی کسل کننده و یکنواخت لستر بورنهام دارد چرا که او هیچ اشتیاقی برای ادامه زندگی ندارد. او می گوید: «من در زندگی همه چیزم را از دست داده ام. این چیزی نیست که من از زندگی خود می خواستم و به هیچ وجه احساس آرامش نمی کنم.»

اکثر فیلم های مدرن و تلویزیونی نشان می دهند که ما اعتقاد داریم که اولین نشانه بحران میانسالی یک ماشین ورزشی تازه خریداری شده است که بدون هیچ استفاده ای در پارکینگ خانه رها شده است. اما فیلم امریکن بیوتی به ما نشان می دهد که گاهی اوقات نشانه های بحران میانسالی بسیار ساده و واضح هستند.

علائم مشترک بحران میانسالی عبارتند از:

عوض شدن حالت افراد: افرادی که در معرض یک بحران میان مدت قرار دارند، می توانند به شدت روحیه ای ناراحت و تحریک پذیر داشته باشند.

افسردگی و اضطراب: بحران میانسالی باعث می شود که فرد احساس غم و اندوه داشته باشد و در معرض افسردگی قرار بگیرد.

بی خوابی یا پر خوابی: افسردگی، اضطراب و ذهن مشوش می تواند تا حد زیادی بر عادت های خواب افراد تاثیرگذار باشد.

وسواس نسبت به ظاهر خود: افرادی که دچار بحران میانسالی می شوند، اغلب به تایید افراد نیاز دارند.

افزایش مصرف مواد مخدر یا الکل: در این حالت ممکن است افراد به مصرف این مواد تمایل پیدا کنند تا احساسات خود را پنهان کنند.

احساس درماندگی: افرادی که دچار این نوع از بحران می شوند، اغلب احساس می کنند که در زندگی خود درمانده شده اند. به خاطر یک شغل بد، ازدواج بد یا یک شرایط بد هیچ کاری از دستشان برنمی آید.

فکر کردن به مرگ: در این دوره افراد به شدت به مرگ فکر می کنند.

نشانه های دیگر بحران میانسالی عبارتند از: تصمیم گیری تکانشی، داشتن یک رابطه جدید، جایگزین کردن دوستان قدیمی با دوستان جوان و خستگی شدید.

چرا بحران میانسالی به وجود می آید؟

مطالعات اخیر این موضوع را که اکثر افراد دچار بحران میانسالی می شوند را رد می کند. محققان بر این باورند که نوع شخصیت و مسائل روانشناختی که در طول عمر برای افراد به وجود می آید، در ایجاد بحران میانسالی موثر است.
مطالعات انجام شده نشان می دهد، که بین بحران میانسالی با استرس هایی که در دوره میانسالی به وجود می آید، تفاوت بسیاری وجود دارد و بسیاری از استرس ها در این دوره می توانند به یک بحران تبدیل شوند. البته مشکلات روزمره اگر حل نشوند، باعث می شوند که فرد فکر کند که دچار بحران شده است.

علاوه بر این، بسیاری از بزرگسالانی که در سنین جوانی حوادث ناگواری را تجربه کرده اند، می توانند به افسردگی های طولانی مدت و یا اختلالات روانی دچار شوند. حوادثی مانند مرگ عزیزان و یا شکست شغلی می تواند در هر سنی اتفاق بیفتد.
به این مثال در مورد زندگی شخصی فردی توجه کنید: درست قبل از تولد ۳۰ سالگیم، پدرم که در سلامت کامل به سر می برد به طور ناگهانی و غیر منتظره در حالی که در باشگاه ورزشی مشغول تمرین بود، فوت کرد.

پس از آن حادثه، اتفاق های بدی در زندگی من رخ دادند، مانند این که در شغل خود شکست خوردم و رابطه ام با چند تن از دوستانم خراب شد. آیا من دچار بحران شده بودم؟ آیا من به دلیل افزایش عوامل استرس زا دچار افسردگی شده بودم؟ قطعا بله. با این حال سعی کنید تحقیقات خود را در زمینه بحران میانسالی تکمیل نمایید و نظر کارشناسان و روان شناسان حرفه ای را در این زمینه برای افزایش رشد و توسعه فردی خودتان مطالعه کنید.

به سمت بالا

economist
Template Design:Dima Group
Tool tip