economist

دکتر علی هنرمند

بسمه‌تعالی

احمدی‌نژاد، از رجایی تا بنی صدر

 به جرئت می‌توان گفت محمود احمدی‌نژاد از دور دوم ریاست جمهوری خود رویه متفاوتی را هم در ادارۀ شئون کشور و هم در نوع رابطۀ خود با مراجع مذهبی و در رأس آن‌ها رهبری اتخاذ نمود.

رفتارهای دوگانه و شک‌برانگیزِ گاه و بیگاهِ وی نیز موید این مطلب بود که گویی احمدی‌نژاد سرخوش و سرمست از قدرت، شأن متفاوتی برای جایگاه ریاست‌جمهوری خود قائل است تاجایی‌که حتی مخالفت با نظر رهبری را از محدودۀ کلام گذرانیده و در قالب اعتراض عملی نشان می‌داد. به‌تدریج در بدنۀ طیف موسوم به اصول‌گرا در رابطه با او دیدگاه‌های متضادی شکل گرفت. برخی از این‌گونه رفتارهای وی، نجواهای تمرد و فریادهای پنهان «انا رجل» را شنیده و از او فاصله گرفتند و برخی دیگر پیوسته درپی توجیه اعمال تعجب‌برانگیز وی بودند.

باتوجه‌به آغاز فعالیت‌های انتخاباتی دور دوازدهم ریاست‌جمهوری، سفرهای استانی و تبلیغاتی رئیس‌جمهور سابق نیز آغاز شد. در این اثنا زمزمه‌هایی مبنی‌بر عدم رضایت رهبری از حضور وی شنیده می‌شد. اما سفرهای وی کماکان ادامه داشت تاجایی‌که رهبر انقلاب صریحاً در جلسه درس خارج خود اعلام نمودند که حضور وی به‌صلاح شخص احمدی‌نژاد و کشور نمی‌باشد. متعاقباً و البته با تأخیر، محمود احمدی‌نژاد نیز اعلام کرد که باتوجه‌به فرمایش رهبری این دوره در انتخابات شرکت نمی‌کنم و اضافه نمود که از هیچ کاندیدایی نیز حمایت نخواهم کرد. حتی دوستان کابینه خود!!!

اما طبق رویۀ قابل پیش‌بینی و برخلاف بیانیه‌های صادره به‌نفع حمید بقایی (کاندیدایی که اساساً تأیید صلاحیتش مستلزم تغییر تمامی ساختارهای نظارتی کشور می‌باشد) تمام‌قد وارد میدان شد و با تشکیل مثلث احمدی، مشایی، بقایی حمایت همه‌جانبه از وی را اعلام کرد و حتی با تبدیل‌شدن به سخنگوی وی بر حیرت همگان افزود.

به‌ناگاه امروز خبری در صدر خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفت که باید اعتراف کرد حتی با وجود پیشینۀ خارق‌العادۀ این معجزه هزارۀسوم، بازهم قابل تصور نبود: «محمود احمدی‌نژاد رسماً کاندیدای ریاست‌جمهوری شد.»

صرف‌نظر از بحث‌های پیرامون ولایت‌داری یا نداری وی و باقی‌ماندن یا انصراف دادنش و...، آنچه قابل‌توجه است این است که باتوجه‌به مطالب بالا به‌نظر می‌رسد احمدی‌نژاد  نیتی شوم و قصدی خطرناک را در سر می‌پروراند.

واضح است که تحلیل وی و جریان موسوم به خودش (مشهور به حلقۀ انحرافی) این است که یا می‌بایست مقید به اوامر و فرامین رهبری باقی بماند و جایگاه خود را درمیان اصول‌گرایان حفظ کند که این امر مستلزم محدودیت‌های زیادی برای او و اطرافیانش شده است. نظیر منع از حضور در انتخابات، منع از فعالیت مشایی و... یا اینکه در جبهه‌ای کاملاً متضاد و درمقابل قرار گیرد!!!

در شرایط فعلی و پس از ارتحال آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و محدودیتِ بقیۀ سرانِ جبهۀ اصلاحات، عملاً جریانی که شاید با تسامح بتوان آن را «اپوزیسیون داخل نظام» نام نهاد بدون سردمدار باقی مانده است.

احمدی‌نژاد در تحلیلی غلط، چشم طمع بر این بیوۀ ثروتمند دوخته و به‌زعم خویش می‌تواند داماد مناسبی برای این زیبای بی‌همسر باشد. درهمین‌راستا طی نامه‌ای به سید محمد خاتمی قصد نزدیک‌شدن به این جریان را داشت که با هوشمندی جریان اصلاحات تیر وی به سنگ خورد. اما گویی او قصد دل‌کندن از این موضوع را نداشته و این بار با دورزدنِ بزرگانِ اصلاحات کشور، سعی بر این دارد که بدنۀ طرفدار این جریان و حتی افراد معترض جامعه را به قیمتی باورنکردنی با خود همراه سازد. قیمتی مانند مخالفت صریح و علنی با رهبری!!!

اما قطعاً او و مشاورانش در این تحلیل دچار چند خطای فاحش شده اند:

اول اینکه: جریان اصلاحات ممکن است اشتباهاتی داشته و یا نسبت به اموری نقدی داشته باشد؛ اما خط قرمز فرامین رهبری را همیشه برای خود محفوظ دانسته است.

دوم اینکه: در مخالفت با رهبری آنچه عاید احمدی‌نژاد خواهد شد این نیست که تعداد اندک اصول‌گرایان حامی خود را از دست داده و متقابلاً حمایتِ جریان بزرگی مانند اصلاحات و حتی رأی‌های خاموش و ساکت را به‌دست می‌آورد؛ بلکه در مخالفت با رهبری آنچه نصیب وی خواهد شد صرفاً و صرفاً بی‌آبرویی و خارج‌شدن از دایره اعتماد مردم و نظام خواهد بود.

در آخر باید گفت اگر فردی مانند احمدی‌نژاد توانست 8 سال بر اریکۀ ریاست‌جمهوری کشور تکیه زند تنها و تنها به‌دلیل این بود که مردم وی را ادامه‌دهندۀ رجایی‌ها، مطیع رهبری و فردی انقلابی می‌دانستند؛ وگرنه مخالفین و معاندینِ این نظام و امثال بنی‌صدرها که تکلیف و جایگاه‌شان همین الان نیز مشخص است.

الهم‌اجعل عواقب امورنا خیرا

 دکتر علی هنرمند

23فروردین96

Template Design:Dima Group
Tool tip